آلبوم قايق کاغذی

 

ياد تو

 

توي غربت ديگه موندن نداره


شعر بي قافيه خوندن نداره


دلي كه صداي بودن نداره


واسه اون كه شعر سرودن نداره



تو قمار عشق كه بردن نداره


روزاي رفته شمردن نداره


تو كتاب زندگي هر چي كه هست


صفحه هاتش ديگه خوندن نداره


وقتي آينه تو رو فرياد ميزنه


قلبمو ياد تو خنجر ميزنه


اي تموم خاطرات هستيم


دل من به سوي تو پر ميزنه



عمر روزايي كه چند ساله گذشته


جاي خاليش دلامونو ميسوزونه


خاطراتش اگه تلخ يا كه شيرين


ما رو هر لحظه به يادش ميكشونه


عمر روزايي كه چند ساله گذشته


جاي خاليش دلامونو ميسوزونه


خاطراتش اگه تلخ يا كه شيرين


ما رو هر لحظه به يادش ميكشونه


وقتي آينه تو رو فرياد ميزنه


قلبمو ياد تو خنجر ميزنه


اي تموم خاطرات هستيم


دل من به سوي تو پر ميزنه



 

((منصور)) ((ياد تو)) آلبوم:((قايق كاغذي))

 

ترانه سرا:((  ناهيد ميربها  ))



 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

چشم سيات

 

طراوت و تازگيتو نم نم بارون نداره


گرميه دستاي تو رو خورشيد تابون نداره


وقتي مياي پر ميكني لحظه رو از بوي بهار


وقتي ميري غصه هامو ابر بهارون نداره


امان از اون چشم سيات كه مست و حيروونم كرد


شيشه ي عمرمو گرفت شكست و ويرونم كرد


امان از اون چشم سيات كه مست و حيروونم كرد


شيشه ي عمرمو گرفت شكست و ويرونم كرد



ميگم دلم اسيرته ميگي كه درمون نداره


آخه ولي اميد من بهشت كه زندون نداره


وقتي مياي پر ميكني لحظه رو از بوي بهار


وقتي ميري غصه هامو ابر بهارون نداره


امان از اون چشم سيات كه مست و حيروونم كرد


شيشه ي عمرمو گرفت شكست و ويرونم كرد


امان از اون چشم سيات كه مست و حيروونم كرد


شيشه ي عمرمو گرفت شكست و ويرونم كرد



ميگم دلم اسيرته ميگي كه درمون نداره


آخه ولي اميد من بهشت كه زندون نداره


ميگم بهار و دوست دارم بنفشه ها رو دوست دارم


بدون تو بهار من بوي بهارون نداره


امان از اون چشم سيات كه مست و حيروونم كرد


شيشه ي عمرمو گرفت شكست و ويرونم كرد


امان از اون چشم سيات كه مست و حيروونم كرد


شيشه ي عمرمو گرفت شكست و ويرونم كرد



 

((منصور)) ((چشم سيات)) آلبوم:((قايق كاغذي))

 

ترانه سرا:((  امير فرخ تجلی  ))


 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

قايق کاغذی

 

قايق کاغذی رو آب داره ميره


من نگاش ميکنم و گريم ميگيره


قايق کاغذی ميره و ميدونم


كه براي گريه كردن ديگه ديره


كه براي گريه كردن ديگه ديره


زندگيم كتاب مثنوي نبوده


من از اون روزي كه دنيا رو شناختم


زندگيم يه تيكه كاغذ پاره بوده


كه ازش يه قايق كاغذي ساختم


ازش يه قايق كاغذي ساختم


كي برام مونده كه با دست محبت


روي سينم بفشارد عشق و شادی


چي برام مونده به جز اشك ندامت


كه به چشم خشك من تو هديه دادی



شعر مهتاب توي خاطره اسيره


دلم از ديدن نيلوفر ميگيره


عكس خوب كودكي كنار بركه


زل زده به قايق و با اون ميميره


جاده تنها اون ور بركه نشسته


باز نگاهش به من اين من خسته


قصه ي مسافر و قصه ي رفتن


قصه ي تلخ من در خود شكسته



 

((منصور)) ((قايق كاغذي)) آلبوم:((قايق كاغذي))

 

ترانه سرا:((  سوسن اکبر پور  ))



 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پرنده های بی وطن (نازنين)

 

اينجا غروبه نازنين


دنيا دروغه نازنين


تو شهر غربت زندگی


چه بي فروغه نازنين


رنگين كمون آسمون


قناري هاي بي زبون


لحظه ي تلخ رفتنه


از عاشقي دل كندنه


پرنده هاي بي وطن


همه اسيرن مثل من


صداي خوندن ندارن


وقتي كه تنهايي مياد


ستاره اي در نمياد


اميد موندن ندارن



خسته شدم از اين روزاي بي كسی


اي هم صدا پس كي به دادم ميرسی


تو غربت شهر فرنگ كاغذی


مرگم رسيد پس كي به دادم ميرسی



شهر من اون شهر ديگست


ستاره هاش رنگ ديگست


خورشيد و ماهش آشناست


اونجا يه دنياي ديگست


خش خش زنجيراش مياد


گريه ي شبگيراش مياد


اما صداي عاشقي


از توي كوچه هاش مياد



 

((منصور)) ((پرنده هاي بي وطن(نازنين))) آلبوم:((قايق كاغذي))



 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

عطر گل يخ

 

تو آخرين آب


از اين زمستونی


نام گل يخ رو


تويي كه ميدونی


تويي كه ميتونی


تو فصل سرد من


طلوع كني با عشق


به مرز درد من


گل يخم اما


گريزون از سرما


بذار توي دستات


آب بشم از گرما



ببر منو با خود


به فصل آفتابی


آشتي بده من رو


با عشق و بيتابی


ببر منو با خود


اي بهترين آخر


موندن من مرگه


اي آخرين ياور


گل يخم اما


گريزون از سرما


بذار توي دستات


آب بشم از گرما


 

((منصور)) ((عطر گل يخ)) آلبوم:((قايق كاغذي))



 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

بهار اومد

 

بهار اومد بهار اومد بهار اومد


ولي اين هم بدون تو غم انگيزه


كجا رفتي كجا رفتي چرا رفتی


بدون تو بهار از غصه لبريزه


من آن رنگ سياه شام اندوهم


من آن روزم كه صبحم صبح پاييزه



ميان آهوان مجنون صفت هردم


نميمانم همي گردم همي گردم


تو را ميجويم و هرگز نميابم


تو آن عشقي كه افسون ميكني دردم


بهار از شاخه هم ديگر نميرويد


درخت خشك عشقم سبز نميجويد



 

((منصور)) ((بهار اومد)) آلبوم:((قايق كاغذي))

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

  
نویسنده : Sara Rashighi ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٢